معاون وزیر اقتصاد و رییس کل سازمان سرمایه گذاری خارجی در مصاحبه با شبکه ایران: هنوز نمی دانیم استراتژی بخش های مختلف اقتصاد چیست / بخش خصوصی کارآمد می خواهیم

معاون وزیر اقتصاد و رییس  کل سازمان سرمایه گذاری  خارجی در مصاحبه با شبکه ایران: هنوز نمی دانیم استراتژی بخش های مختلف اقتصاد چیست / بخش خصوصی کارآمد می خواهیم
بخش خصوصی که سابقه ای تجاری دارد و نه تامین های مالی مدرن از دنیای خارج و دولتی که یاد گرفته بوده صفر تا 100 کارها و طرح ها را خود با چانه زنی های بودجه ای انجام دهد، اکنون می دانند باید طرحی نو در اندازند.

 به گزارش روابط عمومی سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران به نقل از شبکه ایران ،فرج الله حسن پور- می گوید گفته هایش را باید «وصیت نامه بخش سرمایه گذاری های خارجی ایران» نامید. به این دلیل که اساس کارهای پایه ای و حرکت ملی و همه جانبه به سمت جذب سرمایه های خارجی در چند سال اخیر بنیان گذاری شده است.

مطالعات جامعی صورت گرفته تا نیازهای کشور برای استفاده از روش های مدرن تامین مالی پروژه های نو و توسعه ای شناخته شود و الان در نقطه ای قرار گرفته ایم که می دانیم انتطارات از دولت و بخش خصوصی برای کسب موفقیت در این زمینه چیست. بخش خصوصی که سابقه ای تجاری دارد و نه تامین های مالی مدرن از دنیای خارج و دولتی که یاد گرفته بوده صفر تا 100 کارها و طرح ها را خود با چانه زنی های بودجه ای انجام دهد، اکنون می دانند باید طرحی نو در اندازند.


در یک بعد از ظهر بهاری، دکتر بهروز علیشیری چالش های جذب سرمایه گذاریهای خارجی و الزمات و نواقص اقتصاد ملی در این راستا و همچنین اعداد و ارقام آن را برای «شبکه ایران» بازگو کرد که مشروح آن را در چند پرده که بخش اول آن را در زیر می خوانید منتشر خواهیم کرد:

 

آقای دکتر، بفرمایید چرا در حوزه سرمایه گذاری خارجی تا چند سال اخیر نه حرکتی از داخل کشور صورت نگرفته و نه تمایلی از سرمایه گذاران خارجی برای تامین مالی پروژه های مختلف صورت نگرفته است؟


من تمایل دارم ابتدا خلاصه ای از مزیت های این روش را برشمرم. ما وقتی از منابع مالی خارجی صحبت می کنیم باید بدانیم که تجهیز منابع مالی برای کشور دو دسته است، یکی قرضی است یعنی یک بنگاه می رود از یک بنگاه مالی قرض یا وام می گیرد که این نوع ممکن است به تضمین دولت هم باشد. اگر این پروژه ها سودده باشد یا نه در هر حال باید قسط آن را پرداخت. این روشی است که تمرکز بخش های مختلف همواره بر آن بوده است. یعنی بسیاری از شرکت های ما تمایل دارند در شیوه فاینانس کار کنند. نرخ سود، هزینه مدیریت و پیش ئرداخت و ... را می پردازند. در کشور ما شرکت های بخش خصوصی ما این شیوه را خوب بلدند و دنبال همین هستند. اما یک روش دیگر شیوه جذب منابع مالی مستقیم خارجی است. که به آن FDI گفته می شود. هر گونه ترتیبات قراردادی می تواند در این شیوه قرار گیرد. فرق آن با شیوه اول این است که هرگونه ریسک های تجاری به عهده پیمانکار است. سررسید اقساط ندارد، مشارکت سهمی است و بستگی به موفقیت و بازاریابی پروژه دارد.


اگر بنگاه سود کند سهامداران اعم از ایرانی و خارجی سود می کند اگر سود نکنند هر دو طرف زیان می کند. لذا ریسک بازپرداخت ندارد اما ریسک بازگشت سرمایه وجود دارد که سهامداران بایستی از طریق ابزارهای مختلف آن را پیش بینی و پیشگیری کنند.مهم ترین نکته آن این است که ریسک آن متوجه بنگاه داخلی و دولت نیست و مهم تر از همه اینکه با این مزیت ها اشتغال ایجاد می شود. روش FDI یعنی افزایش نرخ رشد اقتصادی. در این روش، الگوهای مدرن بنگاه داری را یاد می گیریم، فقط تجهیز منابع نیست بلکه مدیریت مدرن در جهان امروزی را هم تمرین می کنیم. کسب فناوری های نوین، بازاریابی جدید و افزایش ظرفیت بنگاه را دنبال می کنیم و به بازارهای بین المللی دسترسی می یابیم. پیوند بین سرمایه داخلی و خارجی این امکان را می دهد که در فضای اقتصاد جهانی فعالیت و کالای خود را عرضه کنید. اینها مزیت های خلاصه این شیوه بود.


با وجود این مزیت ها چرا ما هنوز حرکتی به آن صورت در این زمینه صورت نداده ایم؟


همه کشورها تمایل دارند اعلام کنند که برای سرمایه گذار محیط مناسب تری را ایجاد کرده ایم لذا به کشور ما بیایید. رقابت اصلی در عرصه بین المللی روی این حوزه هاست. همه کشورهای میزبان تلاش می کنند محیط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی خود را به گونه ای آماده کنند که به سرمایه گذار این علامت را دهند که اگر در اقتصاد ما سرمایه گذار ی کنید، سود بیشتری نصیب شما می شود. برای نشان دادن این امر مشوق و انگیزه و مزیت های خود را به رخ می کشند. معافیت ها از صدور روادید گرفته تا اقامت، پروانه کار، صدور مجوزها و مشوقهای پولی و مالی را ارائه می دهند.


در مقابل گردش کار سرمایه گذاری خارجی را ارائه می دهند. اینکه سرمایه به چه روشی در کشور می چرخد که همه اینها برای سرمایه گذار علامت است. اینکه آیا در ایران سرمایه گذاری کند گردش کار به راحتی انجام می شود یا نه.


این موضوع اهمیت فراوانی دارد چرا که نمی شود ناگهان از وسط آیه خواند و نگفت که چه مشکلاتی هست.


قطعا مشکل داریم در این زمینه، مشکلات را هم بفرمایید.


سرمایه گذاری خارجی این نیست که در خانه بشینیم و بگوییم چون ظرفیت ما خوب است سرمایه گذاری خارجی هم می آید. خیلی از اتفاقات باید بیفتد و یکی از آن ها هم این است که مثلا بنگاه های صاحب پروژه اعم از جدیدها و یا اینکه یک پروژه نیمه تمام است یا یک بنگاه مانند ایران خودرو به دنبال گسترش تولید خود است، می خواهد ظرفیت خود را بهبود بخشد و ظرفیت صادراتی هم پیدا کند به یک بلوغ اقتصادی رسیده باشند که برای رفتن به سمت این سرمایه گذاری با بنگاه های خارجی گفتگو کنند. لذا اینجا بحث هنجاری و ارزشی مطرح است.


اینجاست که بنگاه های ما باید با این روش آشنا شوند و به این سمت بروند. این یک پیام دارد و این است که هرچقدر که بخش خصوصی در اقتصاد کشور تنومند شده و به قدرت رسیده باشد و با مباحث مالی و حسابداری و حسابرسی پروژه ها در سطح بین المللی آشنا و پروژه را خوب دیزاین کرده باشد، این شرکت در جذب سرمایه گذاری خارجی موثر است. لذا موفقیت سرمایه گذاری خارجی بخشی در اختیار حاکمیت است که باید یک سری مشوق ها و مزیت ها را آماده کند و بخش مهم آن در اختیار آن هایی است که صاحب پروژ ه هستند و با طرف های سرمایه گذاری گفتگو و مذاکره می کنند. اما این مذاکره، آن آخرین لحظه ای است که ماشه می چکد. تا قبل از این مرحله اگر دولت زیرساخت ها را مهیا نکرده باشد و آن ها اطلاعات ناکافی داشته باشند، خب مذاکرات به راحتی شکست می خورد. یا نه اگر بخش خصوصی تمایل به این کار داشته باشد اما دولت ها تمایل به هموار کردن مسیر نداشته باشند کار به جایی نمی رسد. این هم فاز دوم بحث ماست.


بنابر این آن اقتصادی برای جذب این روش تامین مالی موفق تر است که برای یک جنگ دائمی در ارائه مشوق ها بهتر عمل کند.


این مقدمه ای است که وارد حوزه هایی شویم که مورد بحث ماست. بنابر این ما باید اقتصاد ملی را مهیای اینکار کنیم. اقتصاد ما ظرفیت زیاد دارد اما این داشتن ظرفیت کافی نیست.


اینکه مزیت و پتانسیل کافی باید مهیا شده باشد، نیمی از قضیه است و نیم دیگر آن ارائه ابزارها و مشوقهای مالی، فرصت یابی و بازاریابی و فرهنگسازی و اجتماع است.


همه آن ها هم شاخص های اقتصادی نیستند.


شاخص های اجتماعی مهم است. شاخص های سیاسی، ثبات سیاسی و نحوه رفتار با سرمایه گذاران دیگر مهم است. اگر سرمایه گذاری قبلا به کشور آمده و سرمایه گذاری در کشور شما هم صورت گرفته است بقیه سرمایه گذاران به آن سرمایه گذاری نگاه می کنند که قبلا آمده است.


اقتصاد ایران آن 50 درصد اولیه را به خوبی دارد. ظرفیت فراوان کسب و کار در هر نقطه ایران هست. بخش دوم موضوع که زیرساخت های پذیرش و جذب سرمایه گذاری خارجی را در بر می گیرد هنوز نیاز به خانه تکانی اساسی دارد.


مهم ترین اقداماتی که در 50 درصد دوم راه نرفته باید صورت گیرد کدام ها هستند؟


مهمترین ویژگی که همه چیز در آن هست این است که بخش های غیر دولتی ما چقدر با طراوت کار می کنند. این مساله از این جهت مهم است که سرمایه گذاری خارجی از مشارکت و ائتلاف بخش خصوصی داخلی و بخش خصوصی خارجی در اقتصاد ملی تشکیل شده است. هر چقدر بخش خصوصی چابک تر و با طراوت تر در اقتصاد ملی باشد ظرفیت بالا می رود.


اما نکته اینجاست که ما یک اقتصاد دولتی بودیم الان چند ساله حرکت می کنیم به سمت بخش خصوصی. سرمایه ثابت بخش خصوصی در اقتصاد ما کم است. بنگاه های ما همیشه وابسته به بودجه عمومی دولت بودند. شرکت های دولتی ما هم یاد نگرفته بودند که از این شیوه های تامین مالی استفاده کنند، یا به سمت روش اول (فاینانس) می رفتند و یا وابسته به سازمان برنامه و بودجه بودند و پول های کلان می گرفتند. شما حجم پول تخصیص یافته به شرکتهای دولتی را در طی دهه قبل از انقلاب تا 20 سال گذشته را ببینید. وقتی که اقتصادی دارید با این ویژگی ها، ورود سرمایه گذاری خارجی را سخت می کند و این سختی را امروز ما حس می کنیم.


وقتی همه آن بخش های خصوصی که دارای ظرفیت هستند و بخش بزرگی از اقتصاد و بازار ما را دارند و اشتغال ما را تشکیل می دهند و حجم بزرگی از تولید ناخالص داخلی با این روش ها آشنا نیستند کاری نمی توان کرد.


بنابر این یکی از کارهایی که باید صورت گیرد به دلیل اینکه آن ها کارگزارند و به عنوان تک تیرانداز عمل می کنند تقویت بخش خصوصی است.


وقتی شرکت های داخلی برای جذب سرمایه گذاری خارجی با سازمان مشورت می کنند، از آن ها طرح توجیهی خواسته می شود اما شما می بینید که کاملا ناتوان هستند. شرکت های داخلی ما در طراحی و معرفی درست پروژه های خود دچار مشکلند که این مساله بازاریابی ما را هم با مانع روبه رو می کند. وقتی بازاریابی ما با آن ها دچار مشکل می شود یعنی اینکه ما میز گفتگوی جدی با سرمایه گذار خارجی نداریم.


ما با کشورهای مختلفی گفتگو می کنیم. برای طرح ها بازاریابی که می کنیم به ما گفته می شود که ما مسوول این کار نیستیم. برای نمونه، پروژه گردشگری را با نهاد سرمایه گذاری ترکیه و اسپانیا و .. مطرح می کنیم تا یک مرحله ای با ما همکاری می کند و از یک مرحله ای باید سراغ بخش خصوصی و اتاق های بازرگانی آن ها رفت.


اتاق های بازرگانی این دسته از کشورها محور این تعامل هستند. نهادهای بخش خصوصی داخلی ما از انجمن ها گرفته تا سندیکاها و اتاق های بازرگانی این نقش را کاملا فراموش کرده اند.


شما به اتاق های بازرگانی اشاره کردید در حالیکه بخش خصوصی معتقد است می تواند ازپس هر کاری که به آن سپرده شود بر آید.


اتاق های بازرگانی ما در تجارت بسیار قوی تر از حوزه سرمایه گذاری عمل می کند. گفتگوی آنها در سطح تجاری بسیار قوی تر از نقش کارکردی آن ها برای جذب سرمایه گذاری است و همان نقش کلاسیک خود را حفظ کرده اند اما نقش مدرن آن ها تغییر کرده است.


اتاق بازرگانی باید دانش و اطلاعات همه بخش ها را در خود جمع کند و و آن را در اختیار بخش های دیگر قرار دهد تا راهی به بازارهای جهانی باز شود. نواقصی که دولت دارد را پیدا کند و از دولت بخواهد که برطرف کند. برای نمونه از دولت بخواهد رفتار گمرکی، مالیاتی، ارزی و .. را اصلاح کند یا تغییر دهد و یک سری مشوق ها را برای بخش های مختلف طراحی کند.


این گفتگو بین این دو بخش، در سطح تجارت در بهترین شکل درحال انجام است اما در بخش سرمایه گذاری در کمترین سطح خودش است بنابر این یکی از الزامات دیگر داشتن بخش خصوصی قوی و به روز است. اتاق های بازرگانی هم صنف سرمایه گذاران خارجی هستند بنابر این آن ها باید این گره را ایجاد کنند و از آن ها هم می خواهم که به این سمت حرکت کنند. لذا یک فرهنگ سازی قوی باید در اتاق های بازرگانی ایجاد شود.


ویژگی دوم که خیلی مهم است در ترتیبات اعطای مشوق هاست که حوزه کار دولت است.


بخش دولتی چه نقایصی داشته اشت؟


سوال این است که آیا دولت باید مزیت ها را در اقتصاد ملی در تمام بخش ها یکسان اعطا کند؟. یک منوریل می خواهد احداث شود یا یک خط مترو، یک باغ گل یا یک باغ آهو یا یک خط تله کابین جدید ، یک فروشگاه زنجیره ای یا انرژهای نو و نانو، آیا باید یک رفتار را با همه این پروژه ها و بخش ها داشته باشیم؟


شما فرض کنید تیم ورزشی هستید که مرکب از 20 تا 30 بازیکن است. یک بازیکن را از یک تیم سرشناس خریداری می کنید یک بازیکن هم در تیم شماست. مربی تشخیص می دهد که این بازیکنی که آورده یک بازیکن کلیدی است لذا به آن پول بیشتری پرداخت می شود و این بازیکن هم که متعلق به خود باشگاه بوده در سایه آن رشد می کند و پول کمتری دریافت می کند. نمی شود گفت که به همه یک جور پول پرداخت شود. یعنی اینکه تعیین اولویت باید صورت گیرد. راهبرد کشور، رسیدن به رشد اقتصادی است اما به دلیل کمبود منابع مالی و نهاد ها و ابزارها و مشوق ها باید در سطح دولت بخش های دارای اولویت را تعین کنیم که مشوق های بیشتری به آن تزریق کنیم.


به نظر می رسد استراتژی های بخشی ما این اجازه را نمی دهد؟


در استراتژی های بخشی آن هایی که بر پایه راهبردها و طرح های آمایش کشور است باید شناسایی و معرفی کنیم. صنعت فولاد مهم تر است یا معدن؟ پالایشگاه پتروشیمی مهم تر است یا نفت؟ صنایع نساجی مهم تر است یا صنایع فلزی؟. برای ما ایجاد هتل های 5 ستاره و مترو مهم تر است یا مرمت بناهای تاریخی در کشور. اگر بگوییم که همه آن ها مهم است متوجه نشدیم که منابع ما محدود است و نمی توانیم مشوق ها را به همه بدهیم. اگر بگوییم برخی از بخش ها مهمتر است باید دلایل آن را بیاوریم. این کار بزرگی است برای اینکه به بخش خصوصی علامت دهیم که کدام بخش ها مهم تر و مشوق های بیشتری می گیرند.


رییس جمهور در دیدار نوروزی با هیات وزیران و استانداران این نکته را فرمودند. کشور در هر بخشی باید استراتژی توسعه داشته باشد. استراتژی هیچ چیزی نیست جز اینکه اولویت های توسعه هر بخش معلوم شود و تمرکز مدیریت کشور بر پایه هر بخش و متناسب با وزن آن صورت گیرد.


آیا ما استراتژی صنعتی، معدنی، کشاورزی، نفت و پتروشیمی داریم؟ خیر، بنده در این سازمان چیزی در اختیار ندارم ما امروزه مشوق ها را به همه بخش ها می دهیم. به این خاطر است که یکی از پیش نیازهای مهم برای حضور قوی بخش خصوصی و استراتژی دعوت از سرمایه گذاران خارجی برای ورود به کشور حوزه تدوین اولویت ها و تزریق مزیت ها برای اولویت ها برای اینکه آن بخش جذابیت لازم را داشته باشد. اگر انرژی های نو برای ما مهم است اما انرژی های کلاسیک نه حتما باید مشوق این با آن یکی متفاوت باشد.


نکته سوم در حوزه جذب سرمایه گذاری خارجی برخی پروژه های بخش دولتی است یعنی پروژه های زیربنایی و توسعه ای. تا این طرح ها نباشد بخش خصوصی اصلا امکان کار کردن ندارد. یعنی کارخانه ای که احداث می کند اول نگاه می کند که آیا جاده دارد؟ مواد معدنی در نزدیک من هست؟ آیا برق آن تامین می شود، این طرح ها شامل سد، نیروگاه، جاده و مدرسه و دانشگاه و مکان تفریح و ..... می شوند؟


تا این امکانات نباشد سرمایه گذار هم نمی آید. یکی از بحث های ما حوزه مناطق محروم کشور است. در این مناطق مشکل جذب سرمایه گذاری هست به همین دلیلی که ذکر شد. نباید این واژه در کشور ما وجود داشته باشد. در غیر اینصورت همه سرمایه گذاری خلاصه می شود در تهران یا قزوین یا مرکزی و.... که برای بخش خصوصی به صرفه تر است. مقامات در دسترس هستند و دیگر امکانات هم که به وفور یافت می شود. بنابر این یکی از ویژگی های مهم دیگر این است که با استفاده از این تسهیلات بخش خصوصی رغبت به سرمایه گذاری پیدا کند.
 

 

 

۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۳:۰۴

نظرات بینندگان


تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید


تماس با ما

تهران ، میدان امام خمینی (ره) خیابان باب همایون خیابان صور اسرافیل خیابان داور - وزارت امور اقتصادی و دارایی -  سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران

بارکد2

صندوق پستی: 4618/ 11365
 
ساعت کاری سازمان سرمایه گذاری و کمکهای اقتصادی و فنی ایران از روز شنبه تا چهارشنبه از ساعت 8 تا 16 می باشد.
MAP